امروز دم رفتن که داشتم از ماشین پیاده میشدم.. برگشت بهم گف شما اول تکلیف منو روشن کن؟!! گفتم تکلیفت؟؟ گفت بله دیگه. تکلیفمو روشن کن.. گفتم الان که وقت نیست ولی بعدا میام تکلیفتو روشن میکنم "منظورش دقیقا چی بود آیا؟؟"...
ادامه مطلبخیلی حرفا و اتفاقا افتاده که باس بنویسم.....
ادامه مطلبابی میگف تو اون همای قبلی نیستی خیلی تغییر کردی.. بعدشم گف داشتم به حرف اونروزت فک میکردم که میگفتی تکراری شدی.. ولی هما دوس داشتن تکراری نمیشه.. بهش گفتم زندگیم یه ماه کلا قروقاطی شده.. خودمم نمیدونم چمه؟!!...
ادامه مطلبسرمد مهر 95...
ادامه مطلبمن و گریزلی و گریه ها و آینده ای که نمیدونیم چی پیش میاد و چی میشه...
ادامه مطلبمن چجوری بزارمت کنار؟!! وقتی انقد با منی !!!!!!!!!!!!...
ادامه مطلباصن مگه میشه تو رو دوست نداشت...
ادامه مطلبحتی دوست ندارم بهش بگم بابا...
ادامه مطلبچقد همش خوابم میاد.. چقد کسل و خستم...
ادامه مطلبهمین که نمیپرسه کجایی؟ چرا دیر جواب میدی؟ چرا زنگ نمیزنی؟؟جیکار میکنی؟؟ و... یعنی مهم نیستی!! یعنی واسم مهم نیست.. یعنی نباید روش حساب کرد.. دیگه فک کن اصن هیچکی تو زندگیت نیست.. خودتیو خودت. گه تو زندگی...
ادامه مطلبیکم منو دوست داشته باش... نذار برات یکنواخت بشم... بزار بود و نبودم فرق داشته باش در طول روز. اَبی :)...
ادامه مطلببهم گف یکی میخوام که قد دنیاس گف تو رو میخوام.....
ادامه مطلبمیگف بابام گفته بیا همین دختر داییتو بگیر اسمشم هماس. گفتم باشه بریم هما رو بگیرم گفته جدی؟ راضی شدی؟ گفتم اره بریم من هما رو بگیرم.. گفته پس هماهنگ میکنم باهاشون گفتم بریم هما رو از مشهد بگیریم :)...
ادامه مطلبهمه چی شوخی شوخی شروع شد.. بعد گفتم همینجوری باشه واسه تفریح.. فکر اینجاشو نمیکردم که روز به روز دارم نگران تر میشم.. تا کجا؟؟...
ادامه مطلبوالا من داشتم باهاش شوخی میکردم.. یعنی کاملا شوخی و مزاح بود.. تازه راجب شوخیاش نه خودش فک نمیکردم به منظور بگیره و ناراحت شه.. تا پهر همینجوری پی ام میداد که من واست تکراری شدم؟ دلتو زدم؟ بی مزه شدم؟؟ اگه خودمم تکراری بشم دوست داشتن و علاقم تکراری نمیشه و اینا دقیقا تا خود ظهر!! کلی زمان برد تا ثابت کردم بابا شوخی بود فقط...
ادامه مطلبمن نمیدونم چرا پسرا تا با یه دختر دوست میشن علاقه دارن سریع طرف و ببرن با گروهشون اشنا کنن؟؟ یعنی عجیب اصرار دارن واسه حرکت هااااااااااااا...
ادامه مطلبامروز بعد یه ماه یا حتی بیشتر رفتم پیج سهیل.. تمام فالووراشو پاکیده بود جز من اسم پروفایلشم اسم اختصاری بودی که من صداش میکردم.. تنگ شد واسش دلم :|...
ادامه مطلبکاش یه دلیل محکمتری واسه بند بودن به زندگی پیدا میکردم.. 27 سال گذشت و هیچ چیز امیدوار کننده ای پیدا نشد واسم.. خیلی غم انگیزه و دلگیره.. اولا داشتم روی علی حساب میکردم که یه انگیزست.. یه دلیل واسه شاد بودنم.. یه انرژی خوب تو زندگی.. و.... ولی انگار نباید روی اونم حساب کنم.. اون خودشم خیلی مطمئن نیست از خودش!! شاشیدم تو این لیوان زندگی...
ادامه مطلبچن روز پیش امید کلی پی ام داده بود و کلی حرفید باهام.. خیلی تحویلش نگرفتم.. دیگه اخرش بهش گفتم با کسیم الان. سهیلم پی ام داده بود هم تو اینستا هم لاینم تولدمو تبریک گفته بود ..خودشم شهریوریه منم بهش تبریکیدم.. جواب داده بود .. دلم واسش تنگ شده... یادش بخیر پسر بداخلاق غیرتی من...
ادامه مطلب